جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
49
ميزان الملوك والطوائف وصراط المستقيم في سلوك الخلائف ( فارسى )
چونكه اين خلافت ، همان معنى جارى نمودن اوست عدل خداوند خود را در زمين ، چنانچه در باب دوم بيان نموده خواهد شد و اين تكريم همان منظور بودن اوست به عنايت ازليه پروردگار خود ، چنان كه در تضاعيف همين تمهيد دانسته شد و اين حمل در برّ و بحر ، جمع نمودن باطن انسانيت ، با ظاهر اوست و رزق طيّبات ، همان اتصاف به صفات خداوندى و تخلق به اخلاق اللّه و اخلاق نفسانيه اوست و هيچ مخلوقى از عرش تا فرش به چنين كمال و جامعيتى ، مكرّم و مفضّل نشده است و انسان بر مخلوقاتى كه بسيار و بىشمارند تفصيل داده شده است مجموعهء مجموع كمالات ، وجود است * نيكوتر از اينگونه كه ديد كه شنود است و چونكه معنى و مبدأ عدل و عدالت را دانستى ؛ پس بدانكه مبدأ و مرجع عدالت در عالم ، مظهر صفات خداوندى كه صفات نفسانيه انسان شده است به چهار صفت ، كه صراط مستقيم و طريقهء عدل در آن چهار صفت مىباشد . صفت اول : علم و حكمت است و آن حدّ وسط و صراط مستقيم ، در ما بين افراط جربزه و تفريط بلاهت است . صفت دوم : جود و سخاوت است و آن حدّ وسط و صراط مستقيم ، در ما بين افراط اسراف و تفريط تقتير است . صفت سوم : نجدت و شجاعت است و آن حد وسط و صراط مستقيم ، در ما بين افراط تهوّر و تفريط جبن است . صفت چهارم : زهد و عفت است و آن حدّ وسط و صراط مستقيم ، در ما بين افراط شهوت شره و تفريط بىرغبتى عنن است . و اين چهار صفت ، در نفس انسان كه به هم رسيد صفت عدل و عدالت به هم مىرسد و اين كس را عادل گويند و ساير صفات حسنه ، هر قدر كه باشد مبدأ و مرجع آنها به اين چهار صفت مىباشد چنان كه مبدأ و مرجع اين چهار صفت به صفت عدل مىباشد و اللّه هو الرزاق و المستعان .